تعداد مطالب : ۲۸۶ تعداد نظرات : ۵۹ کل کاربران سایت:
۴۶۵ بازدید امروز : ۱,۹۶۲ بازدید دیروز : ۳,۵۶۱ کل بازدیدها : ۹۸۰,۷۸۳ اعضا جدید امروز : ۱ اعضا جدید دیروز: ۴ آخرین اعضا :
همان طور که مطلع هستید سایت های nuketeam.net و aliyousefian.com برای مدت 4 روز بسته بودند که دلیل آن پاک سازی فایل های سایت و مشکل امنیتی در سرور سایت همچنین کش شده دی ان اس ها بود
از این بابت از شما عذر خواهی میکنیم
همچنین سایت به سرور جدید منتقل شد. امید واریم دیگر سایت ها با مشکل کاهش سرعت و مشکل امنیتی در این سرور مواجه نشوند
توی سرویس هاست اشتراکی سایت تغییر ایجاد شد
1-تغییر کنترل پنل به سی پنل
2-تغییر قیمت ها به دلیل افزایش دلار
//
اگر قسمتی از سایت با مشکل مواجه بود حتما به صورت خصوصی یا از قسمت ارتباط با ما به ما اطلاع دهید
میلاد رسول اکرم و امام جعفر صادق علیه السلام مبارک باد
دوشنبه 2 اسفند 1389
عدى بن حاتم مىگوید: «هنگامى که خواهرم سفانه به اسارتسپاه اسلام درآمد و من به سوى شام گریختم، پس از مدتى خواهرمبا کمال وقار و متانت به شام آمد و مرا در مورد این کهگریختهام و او را تنها گذاشتم سرزنش کرد، عذرخواهى کردم، پساز چند روزى از او که بانویى خردمند و هوشیار بود، پرسیدم:«این مرد (پیامبر اسلام) را چگونه دیدى؟» گفت: «سوگند بهخدا او را رادمردى شکوهمند یافتم، سزاوار است که به اوبپیوندى که در این صورت به جهانى از عزت و عظمت پیوستهاى».
با خود گفتم به راستى که نظریه صحیح همین است، به عنوان پذیرشاسلام، به مدینه سفر کردم، پیامبر (ص) در مسجد بود، در آن جا بهمحضرش رسیدم، سلام کردم، جواب سلامم را داد و پرسید:کیستى؟ عرض کردم عدى بن حاتم هستم، آن حضرت برخاست و مرا بهسوى خانهاش برد، در مسیر راه با این که مرا به خانه مىبرد،بانویى سالخورده و مستضعف با او دیدار کرد، اظهار نیاز نمود،پیامبر (ص) به مدتى طولانى در آنجا توقف کرد و آن بانو را درمورد تامین نیازهایش راهنمایى فرمود. با خود گفتم:«سوگند به خدا این شخص پادشاه نیست.»
سپس از آن جا گذشتیم وبه خانه رسول خدا (ص) وارد شدم، پیامبر (ص) از من استقبال وپذیرایى گرمى نمود، زیراندازى که از لیف خرما بود، نزدم آوردو به من فرمود: بر روى آن بنشین. گفتم: بلکه شما بر آنبنشینید. فرمود: نه، شما بر آن بنشین، خود آن حضرت بر روىزمین نشست، با خود گفتم: این نیز نشانه دیگر که آن حضرت،پادشاه نیست. سپس مطلبى از دینم را که راز پوشیده بود بیانفرمود، دریافتم که او بر رازها آگاهى دارد، و فهمیدم کهپیامبر مرسل مىباشد، بیانات و پیشگویی ها و مهربانىهایش مراشیفتهاش کرده و همانجا مسلمان شدم
امکان ارسال پیام تنها برای کاربران می باشد چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .